هویت طلبگی در سیره مؤسس حوزه

آیت‌ الله عبدالکریم حائری یزدی که شیخ عبدالکریم حائری و آیت‌ الله مؤسس نیز خوانده می‌شود، در ۱۲۳۸ هجری شمسی در روستای مهرجرد میبد یزد متولد شد. میر ابوجعفر که از بستگان او و عالمی فاضل بود، در شش سالگی عبدالکریم، او را با اجازه پدر و مادرش به اردکان برد تا بتواند به مکتب برود.

عبدالکریم حائری سال‌های کودکی را در مکتب گذراند. با آنکه فوت پدر برای مدتی او را از علم‌آموزی دور کرد، اما شوق او چنان بود که به جای بازگشت به اردکان و حضور در مکتب، به یزد رفت و درس و بحث را در مدرسه محمدتقی‌خان از سر گرفت. در ۱۸ سالگی به همراه کاروان زیارتی عتبات، به عراق رفت و پس از آن وارد حلقه درس و بحث و تحقیق عالمان و فقیهان بزرگ شد و چند سال در حوزه علمیه کربلا درس آیت‌ الله فاضل اردکانی را درک کرد.

او سپس به توصیه استادش به سامرا رفت تا در حلقه درس میرزای شیرازی حاضر شود. شیخ عبدالکریم ۱۲ سال با اراده و پشتکار فراوان در سامرا به تحصیل علم دین پرداخت و از محضر فقهای بزرگی همچون میرزا محمدحسن شیرازی (میرزای شیرازی)، میرزا محمدتقی شیرازی، آیت‌ الله سیدمحمد فشارکی، آیت‌الله محمدکاظم خراسانی (آخوند خراسانی) و دیگران بهره برد.

شیخ عبدالکریم حائری پس از ارتحال میرزای شیرازی در سال ۱۲۷۵ هجری شمسی، به نجف اشرف و سپس به کربلا رفت تا حوزه علمیه خاموش شده کربلا را رونق بخشد. همان جا بود که به واسطه مجاورت در مزار حضرت سیدالشهدا، مشهور به حائری شد. درس خارج فقه و اصول آیت‌ الله عبدالکریم حائری بیش از ۱۵ سال در حوزه علمیه کربلا برقرار بود و شیخ عبدالکریم در کنار درس خارج، به امور طلاب و فضلا نیز رسیدگی می‌کرد و به مسائل دینی مردم نیز پاسخ می‌گفت.

سرانجام در سال ۱۲۹۲ شرایط در عراق به گونه‌ای شد که آیت‌ الله حائری دعوت مردم اراک را اجابت کرد و به دیار خویش شتافت و حوزه علمیه اراک را از رخوت و سستی رها کرد و در مقام مرجعیت به اوضاع آن دیار، سر و سامان بخشید. هشت سال بعد در زمستان سال ۱۳۰۰ هجری شمسی، با همراهی فرزند ارشد خویش شیخ مرتضی حائری و آیت‌ الله محمدتقی خوانساری، در میان انبوه استقبال شیعیان و مؤمنان، وارد شهر مقدس قم شد و بعد از بحث فراوان و اصرار علما و بزرگان قم، و همچنین استخاره‌ای سرنوشت‌ساز تصمیم به اقامت در قم و سر و سامان دادن به حوزه علمیه قم گرفت؛ حوزه‌ای که چنان از رونق افتاده بود که درباره مدرسه دارالشفا گفته‌اند: «بعضا کسبه اطراف حرم از حجره‌هایش به عنوان انبار اجناس استفاده می‌کردند.»

تأسیس حوزه علمیه قم، تعمیر مدارس دینی، تغییر روش آموزشی، راه‌اندازی «هیئت ممتحنه» و موارد دیگر، و توجه به حوزه‌های شهرستان‌ها از اقدامات بسیار ارزشمند آیت‌الله عبدالکریم حائری یزدی بود که موجب شکوفایی و شکوه دوباره حوزه علمیه قم شد.

haeri-yazdi

آیت‌ الله حائری یزدی را به حق باید مهم‌ترین مجدّد زمانه خویش دانست که اقتدار و عظمت مدرسه تشیع قم را پس از سال‌ها افول و خاموشی به آن بازگرداند و در کنار آن، از تلاش‌های علمی و تألیف و مرجعیت و مجاهدت‌های دیگر هم کنار ننشست.

در میان آثار و اندیشه‌های مدوّن آیت‌ الله عبدالکریم حائری یزدی نمی‌توان درباره بایسته‌های روحانیت و هویت طلبگی به صراحت چیزی یافت و برای دستیابی به مؤلفه‌های هویت طلبگی از نگاه ایشان، چاره‌ای جز توجه به منش و سلوک رفتاری ایشان نیست. آنچه در ادامه خواهید خواند، تلاشی است برای کشف هویت طلبگی و بایسته‌های روحانیت در رفتار و سلوک آیت‌ الله حائری یزدی که از منابع مختلف گردآوری و تدوین شده است.

در کنار مردم
آیت‌ الله شیخ عبدالکریم حائری به رغم مسئولیت‌ها و مشغولیت‌های متعدد علمی، مدیریتی و حوزوی، توجه و عنایتی کم‌نظیر به مردم و مشکلات و مصایب کوچک و حتی کم‌اهمیت آنان داشت؛ توجهی که در بسیاری اوقات باعث تعجب و حیرت همراهان و نزدیکان ایشان می‌شد.

یکی از اقدامات ارزشمند شیخ عبدالکریم حائری، اختصاص خانه‌ای به فقرا و مستمندان شهر قم بود که علاوه بر بی‌نیاز کردن آن‌ها از تکدی‌گری، مؤمنان و نیک‌اندیشان نیز می‌توانستند با اطمینان خاطر به آن‌ها کمک کنند و صدقات خود را در آن راه هزینه کنند.

حضرت آیت‌ الله عبدالکریم حائری همچنین در جریان سیل ۱۳۱۳ هجری شمسی در شهر مقدس قم، علاوه بر ارسال پیام به شهرهای ایران برای درخواست کمک که انبوه کمک‌های مردمی را در پی داشت، قطعه زمین وسیعی را خریداری کرده و خانه‌هایی برای اسکان آورگان احداث کرد. پیشنهاد تأسیس بیمارستان در قم که سرانجام با مساعدت سیدمحمد فاطمی انجام شد و بیمارستان فاطمی نام گرفت، و همچنین انتقال قبرستان قم به خارج از شهر، از خدمات دیگر آیت‌ الله حائری یزدی بوده است.

در همین زمینه داستانی به نقل از شیخ علی که خادم شیخ عبدالکریم حائری بوده وجود دارد که حاکی از اوج توجه و دلسوزی خالصانه ایشان نسبت به مردم و مستمندان است.

شیخ علی می‌گوید: شبی در ایام زمستان در بیرونی منزل آقا خوابیده بودم. صدای در بلند شد. برخاستم در را باز کردم. دیدم زن فقیری است. گفت: شوهرم مریض است، نه غذا دارم و نه زغال که کرسی را گرم کنم. گفتم: خانم! این موقع شب که کاری نمی‌شود کرد. آقا هم الان چیزی ندارد که کمک کند.

آن خانم ناامید برگشت. دیدم حضرت آقا که حرف‌های ما را گوش داده بود، مرا صدا زد و فرمود: شیخ علی! اگر روز قیامت خداوند از من و تو بازخواست کند که در این ساعت شب، بنده من به در خانه شما آمد و چرا او را ناامید کردید، ما چه جوابی داریم؟

عرض کردم: آقا الان چه کار می‌توانیم برای او انجام بدهیم؟ فرمود: تو منزل او را بلدی؟ عرض کردم: بلی. می‌دانم. ولی رفتن میان آن کوچه‌ها با این برف مشکل است. فرمود: بلند شو برویم. وقتی آمدیم منزل را ملاحظه کردیم، صحت اظهارات آن خانم معلوم شد.

آقا به من فرمود: برو از قول من به صدرالحکما بگو همین الان باید این مریض را معاینه کند. من رفتم دکتر را آوردم. پس از معاینه نسخه‌ای نوشت. آقا به من فرمود: برو از فلان دواخانه به حساب من دوا را بگیر. من رفتم گرفتم و آوردم. فرمود: برو به منزل فلانی بگو به حساب من یک گونی زغال بدهد. من رفتم زغال گرفته و مقداری غذا هم آوردم.

خلاصه آن شب آن خانواده فقیر از هر جهت راحت شدند. حاج شیخ به من فرمود: روزی چقدر گوشت برای منزل ما می‌گیری؟ عرض کردم هفت سیر. فرمود: نصف آن گوشت را هر روز به این خانه بده. نصف دیگر آن فعلا برای ما بس است. آن وقت فرمود: حالا بلند شو برویم بخوابیم.

این اندازه از اهمیت توجه به مشکلات مردم در سلوک اخلاقی و رفتاری آیت‌ الله عبدالکریم حائری، حاکی از این است که ایشان توجه به مردم و زندگی در کنار آن‌ها را از وظایف خویش و یکی از مؤلفه‌های هویت روحانیت می‌دانسته است.

تحقیق و تألیف و عالم‌پروری
دقت در سالیان دراز حیات علمی و حوزوی آیت‌ الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی حاکی از این است که این بزرگمرد جهان تشیع، هیچگاه دغدغه‌های دیگر خود را فدای شخصیت فقهی و حوزوی و علمی خویش نکرده؛ اما با این همه، همواره مشغول تحقیق و تألیف و تلاش علمی نیز بوده، و در حقیقت هیچکدام از دغدغه‌های خویش را فدای دیگری نکرده است.

آثار مختلف علمی تألیف شده آیت‌ الله حائری یزدی، شاهدی روشن بر این ادعاست. «کتاب الصلوة»، «دررالفوائد» که در اصول فقه نگاشته شده است، «تقریرات استاد» که یک دوره تقریر درس استادش آیت‌ الله سیدمحمد فشارکی در اصول فقه است، «کتاب النکاح»، «کتاب المواریث»، «مجمع الاحکام» که رساله عملیه فارسی ایشان است، «کتاب الرضاع»، «حاشیه بر عروة الوثقی»، «حاشیه بر انیس التجار نراقی» و… از جمله آثار تألیفی و تحقیقی مؤسس و مجدّد حوزه علمیه قم است.

آیت‌ الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی علاوه بر جدیت مثال‌زدنی در توجه به مسائل و مشکلات مردم و طلاب، همواره اشتغال جدی و عالمانه به فقه و اصول نیز داشته است و در طول حیات علمی پربرکت خود عالمان و فقها و مراجع بزرگی را تربیت کرده است که مراجعی از جمله سیدمحمدتقی خوانساری، سیدصدرالدین صدر، سیدمحمد حجت کوه‌کمری، سیدمحمد داماد یزدی، ملاعلی معصومی همدانی، امام خمینی و سیداحمد خوانساری را می‌توان از زمره شاگردان ایشان دانست.

به علاوه، علمای نامداری از جمله سیدابوالحسن رفیعی قزوینی، سیداحمد زنجانی، میرسیدعلی یثربی کاشانی، سیدمحمدرضا گلپایگانی، شیخ عباسعلی شاهرودی، میرزا خلیل کمره‌ای و حاج آقا حسن فرید اراکی را نیز می‌توان از شاگردان ایشان برشمرد.

واضح است که از این همه تلاش علمی و مجاهدت فقهی و اصولی آیت‌ الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی، به روشنی می‌توان به اوج اهمیت و ارزش تحقیق و تألیف علمی و همچنین عالم‌پروری در نظر ایشان پی برد؛ چرا که این تألیفات همگی متعلق به مجاهد و عالمی بزرگ است که در کنار همه این آثار گرانقدر، پاره‌ای مسئولیت‌های مهم و ارزشمند دیگر نیز داشته است که مطمئنا ساعات زیادی از اوقات ایشان صرف آن می‌شده است.

بنابراین، تحقیق و تألیف و تربیت شاگردان فاضل و فقیه را می‌توان یکی دیگر از بایسته‌های روحانیت و هویت طلبگی در نگاه آیت‌ الله حائری یزدی دانست.

ساده‌زیستی و تواضع
یکی از جلوه‌های باشکوه شخصیت آیت‌ الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی، ساده‌زیستی و تواضع ویژه و کم‌نظیر است. یکی از مشهورترین سخنانی که درباره زهد شیخ عبدالکریم حائری گفته شده، پاسخی است که حضرت امام خمینی (ره) در برابر درشت‌گویی‌هایی که سلسله روحانیت را متهم به «مفت‌خوری» می‌کردند داده‌اند.

حضرت امام خمینی در این باره گفته‌اند: «ما مفت‌خوریم؟ مایی که مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری ما از دنیا می‌رود و همان شب آقازاده‌های ایشان شام ندارند، مفت‌خوریم یا آنان که بانک‌های خارجی را پر کرده‌اند و باز دست از سر ملت برنمی‌دارند؟»

حضرت امام خمینی (ره) که از سالیان اقامت آیت‌الله حائری در اراک در حلقه شاگردان ایشان بوده است، در کتاب شریف شرح چهل حدیث، درباره زندگی زاهدانه استاد خود چنین گفته‌اند: «جناب استاد معظم و فقیه مکرم حاج شیخ عبدالکریم یزدی حائری که از سال ۱۳۴۰ تا سال ۱۳۵۵ ریاست تامه و مرجعیت کامله قطر شیعه را داشت، همه دیدیم که چه سیره‌ای داشت؛ با نوکر و خادم خود هم‌سفره و هم‌غذا بود و روی زمین می‌نشست. با اصغر طلاب مزاح‌های عجیب و غریب می‌فرمود. اخیرا که کسالت داشت، بعد از مغرب بدون ردا یک رشته مختصری دور سرش پیچیده بود و گیوه به پا کرده و در کوچه قدم می‌زد. وقعش در قلوب بیشتر می‌شد و به مقام او از این کارها لطمه‌ای وارد نمی‌آمد. خود بضاعت خود را از بازار می‌خرید. برای منزل خود آب از آب‌انبارها می‌آورد. اشتغال به کار منزل پیدا می‌کرد. مقدم و مؤخر و صدر و ذیل پیش نظر پاک آن‌ها یکسان بود. تواضع‌شان به طوری بود که مایه تعجب انسان می‌شد و مقامات آن‌ها محفوظ بود. محل آن‌ها در قلوب بیشتر می‌شد.»

در جریان سیل خرداد ۱۳۱۳ هجری شمسی، درباره آیت‌ الله حائری یزدی نقل شده است که در آن سال از مسافرت تابستانی هر ساله خود صرف‌نظر نمود و تمام وقت خود را صرف سرپرستی و رسیدگی به احوال آسیب‌دیدگان کرد. همچنین درباره ایشان گفته شده است که «با وجود امکانات کم، به زغال زمستان، پرداخت قرض، تأمین مخارج معالجه و تشکیل خانواده آن‌ها توجه داشت. به یتیمان و بی‌سرپرست‌ها و فقیران نیز توجه داشت.»

از ایشان نقل شده است که گفته‌اند: در دو موقع از شدت ناراحتی خوابم نمی‌برد؛ یکی وقتی که طلبه‌ای نیازمند باشد و من پول برای رفع حاجت او نداشته باشم و دیگری موقعی که پول در دست داشته باشم و نتوانسته باشم به مورد مصرفش برسانم.

از همه آنچه گفته شد می‌توان به صراحت دریافت که ساده‌زیستی و تواضع چه ارزش بی‌نظیری در نگاه آیت‌ الله شیخ عبدالکریم حائری داشته و تا چه اندازه برای آن اهمیت قائل بوده است. بنابراین می‌توان ساده‌زیستی و تواضع را از شاخصه‌های اصلی هویت طلبگی در دیدگاه آیت‌ الله حائری یزدی دانست.

دوراندیشی و کیاست
یکی دیگر از ویژگی‌ها و شاخصه‌های آیت‌ الله شیخ عبدالکریم حائری که حقیقتا کم‌نظیر و خیره کننده است، صبر و بردباری او برای حفظ حوزه علمیه قم و رشد و بالیدن آن است.

کیاست و دوراندیشی شیخ عبدالکریم حائری برای حفظ حوزه علمیه قم، چنان بود که در برابر اقدامات غمبار و تلخ کشف حجاب، همواره صبر پیشه کرد و حراست از حوزه علمیه نوپای قم که پس از سال‌ها افول، اینک سر برافراشته بود را وظیفه اصلی خود می‌دانست.

آیت‌ الله حائری یزدی در این زمینه بارها گفته بود: «من حفظ حوزه علمیه را اهم می‌دانم.» شاید به همین دلیل بود که درباره ایشان گفته شده است: «پس از ماجرای کشف حجاب و کشتار مسجد گوهرشاد ایشان هیچگاه حال و روز خوشی نداشت و این اندوه را تا پایان عمر در دل داشت.»

درباره تدبیر آیت‌ الله حائری همچنین نقل دیگری نیز وجود دارد که گرچه مربوط به زندگی شخصی اوست، اما می‌تواند راهگشای شناخت درست‌تر از ایشان باشد.

یکی از فرزندان ایشان نقل کرده است که «قبل از اختیار والده ما، همسر اولی داشت که بینایی خود را از دست داده بود، ولی آن مرحوم به صورتی که توجه ما و دیگر افراد عائله را جلب نکند، از توجه و رعایت حقوق او هرگز غفلت نداشت و حتی از مرحوم فرید اراکی شنیدم که او مشاهده کرده بود بارها با آن سن و سال و موقعیت، در موقع نیاز او را به کول می‌گرفته است و به عنوان رفع نیازهای ضروری و تغییر محل، به این طرف و آن طرف یا گاهی در تابستان در هوای گرم قم به پشت بام می‌برده است. به صورتی که مادر و همشیره‌ها آگاهی و اطلاع پیدا نمی‌کردند؛ تا طبق معمول خصوصیات روحی زنان، تحریک نگردد.»

از آنچه گفته شد، روشن می‌شود که تدبیر، دوراندیشی و کیاست از خصوصیات دائمی و همیشگی و اصیل شیخ عبدالکریم حائری بوده است و می‌توان آن را یکی از شاخصه‌های هویت طلبگی از نگاه ایشان دانست.

توسل و ارادت به خاندان رسالت
یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های شیخ عبدالکریم حائری، عشق و ارادت او به آستان معصومین صلوات‌الله‌علیهم و مخصوصا حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام است. این توسل و ارادت عمیق به ائمه هدی علیهم‌السلام چنان بوده است که ایشان تدریس هر روزه خود را با توسل به حضرات معصومین آغاز می‌کرده و شیخ ابراهیم صاحب‌الزمانی به توصیه آیت‌ الله حائری، هر روز چند دقیقه روضه می‌خوانده و پس از آن درس آغاز می‌شده است.

آنچنان که آیت‌ الله مرتضی مطهری گفته است، «حاج شیخ عبدالکریم حائری شیفته پیامبر اکرم صلی‌اللّه‌علیه‌وآله بود. نام حضرت حسین بن علی علیه‌السلام را که می‌شنید، بی‌اختیار اشکش جاری می‌شد.»

حضرت آیت‌الله العظمی اراکی نیز گفته‌اند: «ایشان در جوانی در شهر سامرا نوحه‌خوان سینه‌زن‌های اهل علم بود. چرا که مرحوم آیت‌ اللّه میرزاحسن شیرازی فرموده بودند: «در دهه عاشورا باید دسته سینه‌زن از اهل علم بیرون بیاید.» نوحه‌خوان آن دسته‌ها مرحوم حاج شیخ بود.

یکی از اقدامات آیت‌ الله شیخ عبدالکریم حائری که می‌تواند نشانه‌ای دیگر بر عشق کم‌مانند ایشان به اهل بیت عصمت و طهارت باشد، برپایی عزاداری و مجلس روضه در فاطمیه دوم در مدرسه فیضیه باشد که از آن پس رواج یافت و همچنان برقرار مانده است.

شیخ عبدالکریم حائری در پاسخ به کسانی که ارادت و عشق بی‌اندازه او به آستان رسالت را درک نمی‌کردند، پرده از رازی برداشته است که منشأ این ارادت بی‌اندازه را روشن می‌کند. آیت‌الله حائری یزدی آنچنان که خود گفته، تا یک‌قدمی مرگ رفته است و با توسل به حضرت امام حسین علیه‌السلام به زندگی بازگشته است. از همین روست که ایشان بارها گفته است: من هر چه دارم از امام حسین است.

از آنچه گذشت به یقین می‌توان عشق و ارادت به معصومین و ائمه هدی علیهم‌السلام را یکی از شاخصه‌های اساسی شخصیت آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری دانست و علاوه بر آن یکی از مؤلفه‌های اصلی هویت طلبگی از نگاه مؤسس حوزه علمیه قم.

ازخودگذشتگی و ایثار
آیت‌ الله سیدمحمد فشارکی یکی از علمای نامدار حوزه علمیه نجف، و استاد شیخ عبدالکریم حائری در فقه و اصول فقه بوده و البته بسیاری دیگر از بزرگان حوزه علمیه نجف نیز شاگرد ایشان بوده‌اند. این عالم جلیل‌القدر، با همه مراتب علم، تقوا و فضایل خویش، در کمال تنگدستی و فقر زندگی می‌کرده است.

آیت‌ الله شیخ عبدالکریم حائری با وجود آنکه درآمد اندکی داشت، اما سال‌ها متکفل مخارج زندگی استاد خویش بوده و حتی پس از ارتحال وی، مخارج فرزندان و خانواده ایشان را تأمین می‌کرده است.

شیخ عبدالکریم حائری مصداق روشن و شاخص این آیه شریفه است که «و یؤثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصة». ازخودگذشتی و ایثار کم‌نظیر مؤسس حوزه علمیه قم را می‌توان در همین موضوع مشاهده کرد که در عین نیاز خود، از توجه به دیگران و برآوردن حوائج آنان غافل نمانده و ایثار و گذشت را به نهایت می‌رسانده است.

بی‌شک موارد دیگری از این خصلت ارزشمند آیت‌ الله حائری نیز وجود داشته که به دست ما نرسیده، اما با تکیه بر همین یک مورد نیز می‌توان به عمق اهمیت و توجه شیخ عبدالکریم حائری به احوال مؤمنان، و تلاش و کوشش بی‌نهایت و بی‌شائبه در حل حوائج آن‌ها پی برد؛ و ازخودگذشتگی و ایثار در رفع حوائج مؤمنان و برآوردن نیازهای آنان را از مؤلفه‌های هویت طلبگی و بایسته‌های روحانیت در رفتار و کردار ایشان دانست.

بی‌توجهی به مقامات دنیایی
نقل‌های فراوانی درباره آیت‌ الله شیخ عبدالکریم حائری وجود دارد که حاکی از اوج بی‌توجهی ایشان نسبت به مقامات دنیایی است؛ و این‌گونه رفتارهای شیخ عبدالکریم حائری در بسیاری موارد به گونه‌ای بوده است که جنبه تربیتی می‌یافته است تا طلاب و فضلا و علمای دیگر نیز روش ایشان را الگوی خویش قرار دهند.

درباره شیخ عبدالکریم گفته شده است که «او در مجلس، صدر و ذیل نمی‌شناخت و همانند سیره حضرت رسول الله (ص) هر جا را که مناسب می‌شمرد می‌نشست.»

از حضرت امام خمینی (ره) نقل شده است که «در اراک بر سر جا در مجالس، گاه اختلاف می‌شد و مرحوم حائری در زمانی که در اراک تشریف داشتند، برای از بین بردن این سنت سیّئه، هر وقت وارد مجلسی می‌شدند، هر جا جایی می‌دیدند در همان مکان می‌نشستند و با این روش حسنه خود، این سنت ناپسند را به هم زدند.»

یکی از شاگردان آیت‌الله حائری یزدی نیز گفته است «ایشان هرگز به غذاهای لذیذ توجه ننموده و تعمد داشت که غذاهای ساده و بی‌خورشت میل کند. او از یک تقوای باطنی سرشار برخوردار بود و بارها می‌فرمود: «من هرگز برای ریاست و زعامت دست و پا نکرده‌ام. ایشان مسئله زعامت خود را انجام یک تکلیف و امانت الهی می‌دانست. آنچنان که یکی از فضلای حوزه نقل کرده است، «در اراک گاهی سر محل امضای قباله‌ها و یا برخی اسناد بین افراد اختلاف پیدا می‌شد و مرحوم آقای حائری برای اینکه با این فکر غلط مبارزه کنند، معمولا پایین همه امضاها امضا می‌کردند.»

همه آنچه گفته شد به روشنی نشان می‌دهد بی‌توجهی به مقامات دنیایی نه تنها یکی از اصول اساسی رفتار و کردار آیت‌ الله حائری یزدی بوده، بلکه ایشان تلاش کرده در موارد متعدد، این رفتار را به شاگردان و علمای دیگر نیز آموزش داده و آن‌ها را با سیره رسول الله صلوات‌الله علیه آشنا سازد.

آنچه خواندید، مطمئنا نمی‌تواند گزارشی کامل و بی‌نقص از هندسه رفتاری آیت‌ الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی و بایسته‌های روحانیت و مؤلفه‌های هویت طلبگی از نگاه ایشان باشد، و دستیابی به آنچنان محصولی نیازمند مستندات و پژوهش‌های دامنه‌دارتری است که در این کوشش اندک نمی‌گنجیده است.

طلبگی یعنی تلاش برای خلیفة اللهی

آیت الله کعبی در پاسخ سؤالات ما، هویت طلبگی را در خلیفة اللهی و جانشینی خداوند بر روی زمین و رهبری دینی جامعه خلاصه کردند. ایشان ابزار رسیدن به خلیفة اللهی را علم نورانی همراه با انگیزه و نیت الهی دانستند. متن کامل این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

تقریر: در ابتدا بفرمایید هویت طلبه چیست؟ طلبه کیست و رسالتش چیست؟ 

آیت‌ الله کعبی: أعوذ بالله من الشیطان الرجیم. «وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ» (۱)

برای اینکه برنامه‌های روحانیت به طور صحیح تداوم داشته باشد، شناخت هویت، رسالت، اهداف، وظایف و مأموریت‌های روحانیت به طور کلی و یک طلبه به شکل ویژه، امری ضروری است. در مورد هر کدام از این واژه‌ها توضیح می‌دهم.

رسالت روحانیت رسالت انبیاست، رسالت اوصیاست. رسالت روحانیت در امتداد تاریخ از آغاز غیبت کبری تا کنون، رسالت رهبری دینی و کمک به حضور دین در صحنه زندگی مردم بوده است؛ به گونه‌‌ای که این حضور، زندگی آنها را بر مبنای دین، متحول کند. منظورم از «رهبری»، رهبری  در سطوح مختلف است و ممکن است به صورت یک مبلغ، محقق دینی، مجتهد و مرجع دینی نمایان شود. از آنجا که نگاه ما به روحانیت، نگاه کلان اجتماعی بر پایه منزلت و جایگاه دینی روحانیت است، روحانیت در سطوح مختلف، رهبر دینی جامعه است.

خداوند انسان‌های کامل و نمونه را برمی‌گزیند و به آنها جایگاه رهبری جامعه را عطا می‌کند. البته این بر پایه لیاقت‌هایی است که یک شخص کسب می‌کند. کسانی که از لحاظ‌ علمی، قدسی، نورانیت، هدایت و… دارای ظرفیت و لیاقت‌اند رهبر دینی و مقتدای جامعه می‌شوند؛ این‌ها می‌شوند انسان کامل، خلیفة الله و جانشین خدا برای عینیت‌بخشی به دین در زندگی.

ولی در عصر غیبت این رهبری دینی و الهی مبتنی بر تعیین از جانب خدا، نصب و گزینش او نیست مگر در سطح مجتهدان بالا که در این مورد هم، نصب عام هست، نه نصب خاص؛ یعنی نصب به اسم نیست، بلکه نصب به ویژگی‌ها و صفات است. امام فرموده است که هر کس این ویژگی‌ها را داشت، حجت من و رهبر دینی جامعه است.

کسی که بخواهد در عصر غیبت چنین جایگاهی را به دست آورد نباید از لحاظ خاستگاه صنفی، اجتماعی، تحصیلی، مکانی و زمانی تأثیر پذیرفته از لایه‌های گوناگون جامعه باشد. چنین شخصی باید خودش را پاک، مقدس، نورانی و عالم کند و خودش را به سطح رهبری جامعه دینی ارتقا بدهد.

این ویژگی‌ها را باید تحصیل کرد. بنابراین، تلاش روحانیت برای به دست آوردن این ویژگی‌ها یعنی علم، تقوا، اخلاق، لیاقت، شایستگی و توانمندی در اداره دینی زندگی مردم در سطوح متفاوت، باید مضاعف باشد.

کسی که بخواهد در عصر غیبت چنین جایگاهی را به دست آورد نباید از لحاظ خاستگاه صنفی، اجتماعی، تحصیلی، مکانی و زمانی تأثیر پذیرفته از لایه‌های گوناگون جامعه باشد. چنین شخصی باید خودش را پاک، مقدس، نورانی و عالم کند و خودش را به سطح رهبری جامعه دینی ارتقا بدهد.

در زیارت امام حسین می‌خوانیم «أشهد أنّک لم تنجّسک الجاهلیة بأنجاسها». همه ائمه این‌طورند؛ نظام‌های جاهلی اعم از نظام‌های حکومتی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ائمه را آلوده نکرده و سیاهی و تاریکی جاهلیت نتوانسته در برابر نور ائمه که نور تابناک دین است مقاومت کنند.

موضوع صحبت ما انسان‌هایی‌اند که در متن نظام‌های جاهلی اعم از نظام اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی رشد کرده‌اند و ممکن است در گذر زمان و در اثر زندگی دنیایی و جذبه‌های طبیعت متأثر شده باشند و از لحاظ شخصیتی رنگ و لعاب و صبغه خودشان را پیدا کرده باشند. چنین انسانی باید خودش را از این آلودگی و صبغه طبیعت دنیا و ظلمات بیرون بیاورد تا نورانی شود و بتواند هدایت و رهبری جامعه را به دست بیاورد و تبدیل شود به نماینده ملکوت.

ما چرا طلبه شدیم؟ این ادعای بزرگ در طلبگی نهفته است که من می‌توانم مسیر انبیا و ائمه را طی کنم و به عنوان رهبر دینی جامعه در سطوح مرجعیت، اجتهاد، تحقیق، تبلیغ، فضل، وارستگی و فرزانگی در کسوت مقدس روحانیت عمل کنم. من می‌توانم انسان بشوم. من می‌توانم کامل بشوم. من می‌توانم  نماینده ملکوت بشوم.

ائمه و رسول الله مورد لطف و توجه و عنایت هستند و برگزیدگان خدا هستند. ما که برگزیده خدا به شخص و اسم نیستیم و در این زندگی متفاوت و خاستگاه و جایگاه اجتماعی متمایز رشد کرده‌ایم، چگونه می‌توانیم این جایگاه را به دست بیاوریم؟ 

– پاسخ این است که راه کمال هیچ گاه بسته نیست. راه انسان کامل شدن باز است و برای همه حتی بعد از رسول الله و بعد از ائمه باز است. خداوند تبارک و تعالی این راه را برای همه باز گذاشته است. خداوند، توانمندی، لیاقت و شایستگی را بر اساس اراده و خواست هر کسی به او می‌دهد. یک طلبه برای اینکه رهبر دینی جامعه بشود باید نخست این را با خود حل کند  که من آمده‌ام خلیفة الله بشوم، یعنی جانشین خدا! این خیلی حرف است!

این ادعای بزرگ در طلبگی نهفته است که من می‌توانم مسیر انبیا و ائمه را طی کنم و به عنوان رهبر دینی جامعه در سطوح مرجعیت، اجتهاد، تحقیق، تبلیغ، فضل، وارستگی و فرزانگی در کسوت مقدس روحانیت عمل کنم.

یک طلبه همواره باید این گفت‌وگوی ملائکه و خداوند را در خاطر داشته باشد که قرآن می‌فرماید: «و إذ قال ربک للملئکة إنی جاعل فی الأرض خلیفة» و ملائکه گفتند: «أتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدّماء و نحن نسبّح بحمدك و نقدس لك» (۲). یعنی می‌خواهی کسی را در زمین با عنوان ملکوتی انتخاب کنی؟! این ناشدنی است؛ چون زمین محدودیت دارد و تزاحم، تفاوت نقش‌ها و توانمندی‌ها در نهایت باعث اختلاف و تجاوز به حقوق دیگران و قتل و غارت و فساد و کشتار می‌شود. این لازمهٔ زندگی زمینی است. چطور می‌خواهی یک خلیفه در زمین انتخاب کنی؟! ما فرشتگان باید نماینده ملکوت بشویم که اهل تسبیحیم. ما کروبیان و قدسیانیم که لیاقت داریم.

خداوند تبارک و تعالی به ملائکه این‌گونه جواب داد: «إنّی أعلم ما لا تعلمون» (۳). این پاسخ خداوند، اولا یک نوع تقریر است بر سؤال ملائکه. یعنی آنچه شما گفتید، اشتباه نیست چون لوازم زمینی بودن با نمایندهٔ ملکوت بودن در شرایط عادی و بر حسب ظاهر جمع نمی‌شود. پس چگونه خداوند می‌گوید انسان زمینی، نماینده ملکوت و رهبر دینی جامعه بشود؟ خداوند این‌گونه جواب می‌دهد: «من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید». بخشی از لایه‌های کار را می‌دانید ولی عمق کاری که می‌خواهم انجام دهم را متوجه نیستید.

به عبارت دیگر خداوند تبارک و تعالی موجودی را با فطرت پاک الهی و با طبیعت زمینی آفرید: «فألهمها فجورها وتقواها». اگر شهوت و طبیعت بر عقل و فطرت غلبه کند، انسان از حیوانات پست‌تر می‌شود، ولی اگر عقل و فطرت بر شهوت و طبیعت غلبه کند انسان از فرشتگان هم بالاتر می‌رود. خداوند ابزار غلبه انسان بر فرشتگان و ابزار انسان کامل شدن را در اختیار همه قرار داده است. بلافاصله پس از آن آیات، خداوند می‌فرماید: «و علّم آدم الأسماء كلها» (۴). انسان با علم می‌تواند کامل شود. با علم می‌تواند از لحاظ عقل و معرفت و کمال انسانی بر شهوت و طبیعت غلبه کند.

ما برای چه طلبه شدیم؟ برای رهبری دینی جامعه و برای پیاده کردن دین در متن زندگی مردم. لازمه اینها خلیفة الله شدن است. بنابراین، علمی که می‌آموزیم از سنخی خاص است. این علم باید از جنس نورانیت باشد. علمی بطلب که به دلنور است، سینه ز تجلی او طور  است. ملائکه در برابر چنین علمی و چنین طلبه‌ای احساس کوچکی می‌کنند. در روایات هست که ملائکه بالشان را برای چنین طلبه‌ای پهن می‌کنند. ملائکه بال طبیعی و جسمی ندارند. منظور از این بال، قدرتشان است. یعنی ملائکه فرستاده‌های خدا هستند برای کمک، رحمت و صلوات برای طلبه علم حقیقی. طلبه‌ای که به دنبال نورانیت باشد، این الطاف الهی شاملش می‌شود و به اندازه زحمتی که می‌کشد راه برایش باز می‌شود. پس ابزار خلیفة الله شدن علم و طلبه شدن است.

پس طبق نظر شما، برای رسیدن به جایگاه خلیفة اللهی باید عالم شد. آیا هر کسی به این علم دست پیدا کند، به مقام خلیفة اللهی خواهد رسید؟

– در رابطه با این علم باید توجه کرد که گاهی انسان علم را با نیت شیطانی تحصیل می‌کند و گاهی با نیت رحمانی. نیت شیطانی یعنی می‌خواهد بزرگ شود، آقا شود، می‌خواهد «من» مطرح شود، می‌خواهد ریاست و اعتبار کسب کند، می‌خواهد مطرح شود، پول به دست بیاورد و شهرت کسب کند. این علم شیطانی است.

ما برای چه طلبه شدیم؟ برای رهبری دینی جامعه و برای پیاده کردن دین در متن زندگی مردم. لازمه اینها خلیفة الله شدن است.

شیطان هم علم داشت اما مشکل «أنا خیر منه» (۵) را داشت، حاضر نبود سجده کند چون احساس می‌کرد موجودی خلق می‌شود که بر او تفوق می‌کند. شیطان قسم خورد که با انسان بجنگند. خداوند به شیطان میدان داد و این راه را باز گذاشت. یک راه، شرّ است و یک راه، خیر. خدا هر دوی اینها را در انسان قرار داد.

علم باید الهی و نورانی باشد. البته این طور نیست که صرف، نحو، منطق و فلسفه نورانی نباشند؛ چون در اسلام، مرزی میان مادیت و معنویت نیست. اینها می‌توانند نورانی باشند یا نباشند.

مطلب مهم دیگر، اخلاص است. «إنّما الأعمال بالنیّات» (۶) الهی بودن علم هم به انگیزه است. انگیزه یعنی که اسلام پیروز شود، نه من. به این معناست که طالب علم آمادهٔ فداکاری و جهاد برای اسلام باشد. هر چقدر خود شخصی‌اش را بکشد لیاقتش بیشتر می‌شود. در واقع در جنگ میان فطرت و طبیعت، فطرت را غلبه بدهد. لذا در روایت هم آمده است که «من علم لله و عمل لله و علم لله دعی فی ملکوت السموات عظیما» (۷)، یعنی اگر فقط برای خدا طلب علم کند و با اینکه هزار و یک مشکل در زندگی‌اش دارد، فقط برای خدا دیگران را به دین دعوت کند، ملائکه او را برای بزرگی‌اش در ملکوت تحسین می‌کنند.

علم باید الهی و نورانی باشد. البته این طور نیست که صرف، نحو، منطق و فلسفه نورانی نباشند؛ چون در اسلام، مرزی میان مادیت و معنویت نیست.

در روایت دیگری هست که «العلما ورثة الأنبیا» (۸). این توارث به علم است. یعنی انبیا و اوصیا به خاطر علم، نبی و وصی شدند. علما هم باید با علم الهی جانشین نبی و وصی شوند. پس در جواب سؤال اول شما باید بگویم رسالت علما و روحانیت ایفای نقش انبیا در سطوح گوناگون و زمان‌های متفاوت است. رسالت‌شان این است که خلیفة الله شوند و زندگی دینی را در سطوح گوناگون جامعه عینیت ببخشند

به عنصر زمان اشاره کردید. این عنصر، در رسالت علما چه تأثیری می‌گذارد؟

– در هر زمان و مکان، اهداف متفاوت است. این اهداف می‌تواند تبیین علم دینی و ارتقای سطح معرفتی مردم، پاسخ‌گویی به شبهات یا آشنا کردن مردم با دین در عرصه‌های گوناگون باشد. در هر زمانی یک بخش از این اهداف برجسته می‌شود. زمان امام انقلاب کردن، زمان دیگری حفظ میراث علمی و زمانی هم تبلیغ در روستا برجسته می‌شود. وظایف روحانیت و طلاب باید مناسب با این رسالت و اهداف تعریف شود و مأموریت‌شان ترسیم شود. بنابراین، وظیفه و هدف و رسالت در یک زمان قابل مقایسه با زمان دیگر نیست.

منظور از تفقه در دین، در آیه‌ای که در ابتدای صحبت‌تان قرائت کردید چیست؟

– در آن آیه شریفه‌، طلبگی و خواندن درس دینی در مسیر نفیر، بسیج و جهاد دینی تبیین شده است. یعنی جهاد به عنوان اصل مطرح شده و تفقه در دین هم به عنوان یکی از بخش‌های جهاد و دفاع از دین محسوب شده است. لذا طلبگی جهاد است. ولی گفته شده «تفقه در دین»، نه «تفقه در فقه و اصول». برای اینکه بتوانیم به مرتبه انذار و تبشیر که همان کار انبیاست برسیم، باید مجموعه معارف دین را بشناسیم.

در این دوره و زمانه، سطوح را تمام کردن، درس خارج خواندن، مجتهد شدن، رساله عملیه دادن، مرجع تقلید شدن هم کار سختی نیست؛ ولی منذر شدن، خلیفة الله شدن، جا پای انبیا و اوصیا گذاشتن و روحانی واقعی شدن کار سختی است؛ و تنها با مدد الهی و در پیش گرفتن راه و روش درست ممکن است. ما باید با توکل بر خدا و ابزار دعا، توسل، توکل، اخلاص و آستین بالا زدن این راه را برویم که خدا کمک می‌کند. طلبه باید با ابزار علم نورانی به خلیفة اللهی برسد تا بتواند رهبری دینی جامعه را به عهده بگیرد.

با توجه به رسالتی که برای طلبه ترسیم فرمودید، این سؤال مطرح می‌شود که حیطه فعالیت طلبه چیست؟

– حیطه فعالیت روحانیت بسیار وسیع و به وسعت تمام ابعاد زندگی انسان است. یک روحانی، سخن خدا، پیامبران و ائمه را برای مردم بازگو می‌کند؛ مردم را با خدا، بهشت، جهنم و دین آشنا می‌کند؛ معارف دین را برای مردم می‌گوید و خودش هم عمل می‌کند؛ مسجد و مدرسه را مدیریت می‌کند؛ وارد بازار می‌شود؛ با رسانه و مطبوعات مرتبط می‌شود؛ و خلاصه هر جا که هست، هدایت و قداست و نورانیت و معنویت را وارد زندگی مردم می‌کند. در واقع پیام‌های کتاب و سنت را به دیگران منتقل می‌کند.

وظایف روحانیت و طلاب باید مناسب با این رسالت و اهداف تعریف شود و مأموریت‌شان ترسیم شود. بنابراین، وظیفه و هدف و رسالت در یک زمان قابل مقایسه با زمان دیگر نیست.

بحث وظایف طلبه مفصل است، نقشه راه می‌خواهد، سازمان و تشکیلات می‌خواهد. خود طلبه هم باید قدرت ابداع، خلاقیت و ابتکار عمل داشته باشد. طلبه باید قدرت تشخیص بالا داشته باشد و بداند در هر موقعیتی چه کند؛ این القایی نیست، علم و تقوای تنها کافی نیست؛ تشخیص هم می‌خواهد.

این تشخیص چطور به دست می‌آید؟

– حرکت طلبه باید از درون باشد، نه از بیرون. طلبه باید از درون خودش بجوشد و البته مشورت هم بگیرد. ولی اگر فکر می‌کنید کسی می‌تواند تنها با برنامه بیرونی و بدون استفاده از محتوای درونی به جایی برسد، اشتباه می‌کنید. البته برنامه بیرونی می‌تواند محتوای درونی را کمک کند. ولی این‌گونه هم نیست که اگر کسی دنبال برنامه باشد راه را گم نکند. این باید برای طلاب حل شود. انگیزه و دید درست، خیلی مهم است.

در شکل دادن این هویت و رسالت طلبه، مدیریت سازمان‌ها و نهادهای حوزوی چه نقشی دارند؟

– از نظر سازمانی باید رسته‌های گوناگون انجام وظیفه برای روحانیان داشته باشیم؛ رسته‌هایی چون مدیر فرهنگی مسجد، روحانی ویژه بازار، روحانی ویژه اماکن عمومی، روحانی ویژه دانش‌آموزان، روحانی ویژه اساتید دانشگاه و روحانی ویژه پزشکان.

پس از حضور دین در زندگی عمومی جامعه در سطح دولت‌ها، حکومت‌ها و جوامع، عرصه‌ها و حیطه‌های گوناگونی به وجود آمد که همه‌اش از پژواک‌های انقلاب اسلامی است؛ یعنی انقلاب اسلامی توانست عرصه تأثیرگذاری دین را در سطح بین الملل و پنج قاره جهان، از سطح مسائل جزئی به سطح مسائل کلان ارتقا دهد. روحانی دیپلمات، دیپلماسی علمی، دیپلماسی فرهنگی علاوه بر دیپلماسی سیاسی، از عرصه‌های جدید روحانیت است.

حرکت طلبه باید از درون باشد، نه از بیرون. اگر فکر می‌کنید کسی می‌تواند تنها با برنامه بیرونی و بدون استفاده از محتوای درونی به جایی برسد، اشتباه می‌کنید.

اگر به عرضه و تقاضا نگاه کنید، تعدادمان هم از لحاظ کمی، هم از لحاظ کیفی کم است و باید گسترش پیدا کنیم. در دیدار هفته بسیج با رهبر انقلاب، سردار نقدی گفت فقط دویست هزار روحانی برای بسیج نیاز دارند. روحانی خطیب نیاز داریم، روحانی نویسنده و روحانی ویژه رسانه و مطبوعات نیاز داریم. و البته اینها مهارت‌هایی است که بعد از تحصیلات عمومی باید به دست بیاوریم.

سخنی اگر باقی‌ مانده و از نظر شما اهمیت دارد، بفرمایید!

– طلبگی یک عنایت و لطف الهی است. هر کسی لیاقت طلبه و سرباز امام زمان شدن را پیدا نمی‌کند. ممکن است بیاید ولی بعد ثابت کند که لیاقت ندارد و از راه به‌در شود یا به کارهای بیهوده مشغول شود.

از خداوند متعال مسالت مینمائیم که در تداوم راه طلبگی با اخلاص و استقامت به عنوان سرباز بقیة الله الأعظم، توفیق دهد تا به فلاح و رستگاری برسیم.

پانوشت‌ها:

۱. توبه، ۱۲۲.
۲. بقره، ۳۰.
۳. همان.
۴. بقره، ۳۱.
۵. ص ۷۶.
۶. تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، جلد ۱، صفحه ۸۳، و جلد ۴، صفحه ۱۸۶.
۷. بحارالأنوار، ج ۱، باب العلم.
۸. الكافی، ج ۱، ص ۳۲، ح ۲.

عکس‌ها: خبرگزاری رسا

هویت و بایسته‌های طلبگی از نگاه مرحوم آیت الله بروجردی

آیت‌ الله العظمی سیدحسین طباطبایی بروجردی از مراجع بزرگ شیعه، در ۱۲۹۲ هجری قمری متولد شد. جامع‌المقدمات را در هفت سالگی آموخت و در مدرسه علمیه نوربخش بروجرد به ادامه دروس حوزوی پرداخت. سپس در ۱۳۱۰ هجری قمری به اصفهان هجرت کرد و در حوزه درسی آیت‌ الله سیدمحمدباقر درچه‌ای، میرزا ابوالمعالی کلباسی و سیدمحمدتقی مدرس حضور یافت و در سال ۱۳۱۹ به سوی حوزه علمیه نجف اشرف شتافت و ۹ سال در محضر آخوند ملامحمدکاظم خراسانی و بزرگانی همچون سیدکاظم یزدی و شیخ الشریعه اصفهانی حضور یافت و در سال ۱۳۲۹ قمری، از آخوند خراسانی و بسیاری دیگر از بزرگان و علمای طراز اول اجازه اجتهاد دریافت کرد. آیت‌الله بروجردی اواخر ۱۳۲۸ قمری به بروجرد بازگشت و مورد استقبال پرشور مردم قرار گرفت و نزدیک به ۳۳ سال در زادگاه خود مشغول تلاش علمی، تألیف و تدریس فقه و اصول شد و اکثر آثار مکتوب و ابتکارات علمی ایشان در فقه، اصول، حدیث و رجال مربوط به همین دوره است.

آیت‌الله بروجردی در ۱۳۴۵ هجری قمری در اعتراض به انتصاب یک بهایی به معاونت اداره ثبت احوال بروجرد و مواردی از این قبیل، بار دیگر به نجف اشرف هجرت کرد و چند سال بعد که به ایران بازگشت، به شهر مقدس مشهد رفت. پس از آن به بروجرد بازگشت و در حوالی ۱۳۵۰ هجری قمری رساله عملیه این مرجع بزرگ به فارسی انتشار یافت. آیت‌الله العظمی سیدحسین بروجردی در سال ۱۳۶۴ برای معالجه به تهران رفت و مورد استقبال و عیادت علمای اعلام قم و تهران و فقهای سرشناس حوزه‌های علمیه از جمله امام خمینی (رحمة‌الله علیه) قرار گرفت و با اصرار علما و فقها برای هجرت به شهر مقدس قم مواجه شده و ۲۶ صفر ۱۳۶۴ هجری قمری در میان استقبال چشمگیر و باشکوه مراجع، علما و مردم، وارد این شهر شد. بسیاری از علما و فقها برای اکرام ایشان، به همراه شاگردان خویش در درس آیت‌ الله بروجردی حضور می‌یافتند و برخی از مراجع همچون آیت‌ الله سیدمحمد حجت و آیت‌الله سیدصدرالدین صدر جایگاه درس و حتی جایگاه اقامه نماز خویش را به او واگذار می‌کردند.

یک سال پس از اقامت آیت‌الله بروجردی در شهر مقدس قم، آیت‌ الله سیدابوالحسن اصفهانی ارتحال یافت و بیشتر مقلدان به ایشان رجوع کردند و پس از ارتحال حاج‌ آقا حسین طباطبایی قمی، آیت‌ الله العظمی بروجردی زعیم علی‌ الاطلاق جهان تشیع شد؛ مرجعیتی که در تاریخ شیعه کم‌نظیر است.

آیت‌ الله العظمی سیدحسین بروجردی علاوه بر تلاش‌های علمی بی‌نظیر و سبک ویژه فقهی خویش، تحولاتی در حوزه‌های علمیه قم و نجف ایجاد کرد و به امور عمرانی از قبیل ساخت و مرمت مساجد، حوزه‌های علمیه، و دیگر امور مردم نیز رسیدگی می‌کرد. آیت‌ الله بروجردی اهتمام ویژه‌ای به تقریب مذاهب اسلامی داشت. این سلوک را می‌توان در روش فقهی ایشان نیز به وضوح مشاهده کرد. اهمیت تقریب مذاهب در نگاه ایشان تا آنجاست که آیت‌ الله واعظ زاده خراسانی محقق و متفکر اسلامی و نخستین دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی چنین نوشته است: «آیت‌الله العظمی بروجردی بر آن بودند که شیعه در عصر حاضر باید بر مرجعیت علمی اهل بیت (ع) تأکید ورزد و از طرح مسئله خلافت امام علی (ع) سکوت کند زیرا که این امری است تاریخی و مربوط به گذشته، مسلما اگر شیعه به استناد حدیث ثقلین به مرجعیت علمی اهل بیت اکتفا کند، قادر خواهد بود که دشمنی‌های بیهوده را کنار بزند.»

در مجموع آثار و مطالبی که از آیت‌ الله بروجردی در دسترس است، نمی‌توان به صراحت درباره هویت طلبگی مطلبی یافت، اما بهترین منبع برای بررسی هویت طلبگی از نگاه این زعیم و مرجع کم‌نظیر شیعه، سیره عملی و فقهی ایشان است. در این نوشته تلاش شده متناسب با سیره آیت‌ الله العظمی بروجردی، مؤلفه‌های هویت طلبگی استخراج شود. بیشتر اطلاعات استخراج شده، از پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی جمع‌آوری شده است.

پشتکار و مجاهدت علمی
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شخصیتی آیت‌ الله بروجردی که می‌توان معتقد بود از نظر ایشان یکی از اصلی‌ترین اضلاع هویت طلبگی است، جدیت، پشتکار و اهمیتی است که ایشان نسبت به تلاش و مجاهدت علمی و فقهی داشته‌اند.

آیت‌الله العظمی بروجردی بر آن بودند که شیعه در عصر حاضر باید بر مرجعیت علمی اهل بیت (ع) تأکید ورزد و از طرح مسئله خلافت امام علی (ع) سکوت کند زیرا که این امری است تاریخی و مربوط به گذشته، مسلما اگر شیعه به استناد حدیث ثقلین به مرجعیت علمی اهل بیت اکتفا کند، قادر خواهد بود که دشمنی‌های بیهوده را کنار بزند.

استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی از فیلسوفان معاصر، از آیت‌الله بروجردی نقل کرده است که در ضمن نقل روایتی به نقل از شیخ طوسی، گفتند وقت زیادی روی این روایت صرف نشده است. آیت‌الله بروجردی به واسطه این سخن که تعریضی به شیخ طوسی محسوب می‌شد، مورد اعتراض شاگردان خود قرار گرفتند. از همین رو در پاسخ گفتند: بنده تمامی روایات و تعلیغاتی که شیخ طوسی در همه زمینه‌ها انجام داده را حساب کردم و دیدم شیخ حتی اگر همه عمر خود را صرف این کار می‌کرد، سه دقیقه بیشتر روی روایات وقت صرف نکرده است، در صورتی که بنده این روایت را یک ماه بررسی کرده‌ام و به این نتیجه رسیده‌ام.

این خاطره استاد غلامحسین دینانی از آیت‌الله بروجردی حاکی از جدیت، پشتکار و همتی است که ایشان مصروف تحقیق و تلاش عملی می‌کرده است.

حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی در آخرین سفر خود به مشهد مقدس که ماه مبارک رمضان را نیز در جوار حرم امام رضا علیه‌السلام ماندند و در شبستان بزرگ مسجد گوهرشاد به جای مرحوم شیخ علی‌اکبر نهاوندی اقامه جماعت کردند نیز دست از تلاش علمی برنداشته و کتابخانه آستانه مقدسه حضرت علی بن موسی الرضا علیه‌السلام را فهرست‌نگاری کردند.

بنده تمامی روایات و تعلیغاتی که شیخ طوسی در همه زمینه‌ها انجام داده را حساب کردم و دیدم شیخ حتی اگر همه عمر خود را صرف این کار می‌کرد، سه دقیقه بیشتر روی روایات وقت صرف نکرده است، در صورتی که بنده این روایت را یک ماه بررسی کرده‌ام و به این نتیجه رسیده‌ام.

از آنچه گفته شد می‌توان دریافت که ایشان حتی در تنگ‌ترین و کوتاه‌ترین فرصت‌ها نیز حداکثر تلاش خود را مصروف تلاش‌های علمی می‌کرد و در این میان حتی از فهرست‌نگاری کتابخانه هم ابایی نداشت. شاید یادآوری این نکته شیرین باشد که این سفر در زمانی صورت گرفته که ایشان مرجعیت عامه داشته و زعیم جهان تشیع بوده است.

آیت‌الله سیدحسین بروجردی در تمام مدت اقامت در شهر مقدس قم، حتی در تابستان‌های گرم و سوزان، و در زمستان و در حین بارش برف و باران، اشتغال به تدریس فقه را ترک نکردند و همواره مشغول غور در موضوعات علمی و فقهی بودند. آیت‌الله شیخ حیدرعلی محقق در این باره خاطره‌ای نقل کرده که جدیت علمی این مرجع کم‌نظیر را به روشنی بیان می‌کند: تلگرافى براى آیت‌الله بروجردی از بروجرد آمد كه اخوى شما به رحمت خدا رفته است.

ایشان دستور دادند پیش از ظهر در مسجد بالاسر مجلس ختمى برگزار شود. بعد از ظهر همان روز طبق معمول جلسه درس برگزار شد بدون اینكه حتى یک روز درس را تعطیل كنند.

جامعیت علمی
یکی از ویژگی‌های اصیل و مهم آیت‌ الله بروجردی، این بود که در عین برخورداری از پشتوانه علمی قوی در اصول فقه، فلسفه، نحو، معانی و بیان و غیره، و همچنین احاطه اجتهادی به این علوم، در جلسات درس خود تا جایی که ممکن بود، فقیه بود؛ به این معنا که از استدلال‌ها و استنباط‌های آیت‌ الله العظمی بروجردی تا حد امکان مبتنی بر فقه بود و کمتر پیش می‌آمد که از نگاه فلسفی به مسئله‌ای بپردازد.

من حتی مسائل علم نحو و مطالب معانی و بیان را به طور اجتهادی خواندم و بررسی کردم. سعی کردم در هر مسئله از هر علمی که می‌خوانم، صاحب‌نظر باشم».

نکته حائز اهمیت آن است که با این حال، ایشان در تمام علوم دینی که وارد شده بود متبحر و مسلط بود؛ چنانکه از ایشان چنین نقل شده است: «من حتی مسائل علم نحو و مطالب معانی و بیان را به طور اجتهادی خواندم و بررسی کردم. سعی کردم در هر مسئله از هر علمی که می‌خوانم، صاحب‌نظر باشم».

بنابراین یکی از اضلاع دیگر هویت طلبگی در سیره آیت‌ الله سیدحسین بروجردی را می‌توان جامعیت علمی دانست؛ چرا که این مرجع عالیقدر حتی با وجود عدم بهره‌برداری جدی از علومی مانند فلسفه در جلسات درسی فقه، آنها را با جدیت و نگاه اجتهادی فرا گرفته و حتی اشعار کتاب منظومه ملاهادی سبزواری را از حفظ بود.

اهتمام جدی به تبلیغ
یکی از خدمات ارزنده و تاثیرگذار آیت‌ الله بروجردی، تربیت طلاب و فضلای حوزه‌های علمیه برای تبلیغ دین در ماه‌های محرم و صفر و ماه مبارک رمضان و همچنین تعطیلات تابستانی بود که با سفر به نقاط دور و نزدیک ایران، مردم را با اسلام و آموزه‌های دینی آشنا می‌کردند و به همین سبب موقعیت و محبوبیت روحانیان در میان مردم نیز بیش از پیش تقویت شد و به رغم تلاش‌هایی که برای منزوی کردن روحانیت صورت می‌گرفت، طلاب و فضلا بیشتر از گذشته مورد اعتماد و احترام مردم قرار گرفتند.

تلاش‌های آیت‌ الله العظمی بروجردی در مدیریت تبلیغ و کادرسازی و تربیت نیروی انسانی کارآمد و قوی را شاید بتوان یکی از پایه‌های ظهور انقلاب اسلامی برشمرد که علاوه بر جلب اطمینان و اعتقاد قلبی مردم مسلمان ایران به مراجع، روحانیت و علمای دینی، این شخصیت‌های تربیت‌یافته توانستند نقش‌های برجسته‌ای در طول انقلاب اسلامی و همچنین پس از انقلاب به عهده بگیرند.

علاوه بر گسترش تبلیغ در سرزمین ایران، آیت‌ الله بروجردی حتی اهتمامی بسیار جدی به نشر معارف اسلامی و شیعی در خارج از ایران داشته‌‌ است و نمایندگانی به نقاط مختلف دنیا از جمله آلمان، انگلستان، امریکا، پاکستان، لبنان و عربستان فرستاده‌ است. علاوه بر این، از سوی ایشان مساجد و مراکز اسلامی تاثیرگذاری در سراسر جهان ساخته شده و همچنان دایر مانده است.

اهتمام جدی به تبلیغ دین را می‌توان یکی از جدی‌ترین مؤلفه‌های هویت طلبگی در سیره آیت‌ الله سیدحسین بروجردی دانست؛ چنانکه در کنار جدیت کم‌نظیر در توصیه به طلاب و فضلا برای تقریرنویسی و تلاش محض علمی، از تبلیغ دین و ارتباط مستقیم با مردم نیز غافل نشد.

همه این تلاش‌ها و جدیت‌ها زمانی به درستی فهم می‌شود که توجه کنیم علاوه بر گسترش تبلیغ در سرزمین ایران، آیت‌ الله بروجردی حتی اهتمامی بسیار جدی به نشر معارف اسلامی و شیعی در خارج از ایران داشته‌‌ است و نمایندگانی به نقاط مختلف دنیا از جمله آلمان، انگلستان، امریکا، پاکستان، لبنان و عربستان فرستاده‌ است. علاوه بر این، از سوی ایشان مساجد و مراکز اسلامی تاثیرگذاری در سراسر جهان ساخته شده و همچنان دایر مانده است.

تقریرنویسی
نوشتن تقریر تا پیش از آیت‌الله العظمی بروجردی نه تنها مرسوم نبود بلکه برخی این کار را نشانهٔ بی‌سوادی می‌دانسته‌اند. پافشاری آیت‌ الله بروجردی بر لزوم تقریرنویسی باعث شد این سنت حسنه به تدریج در حوزه‌های علمیه شکل گرفته و کتاب‌های ارزشمندی مانند «نهایة‌الاصول» و «البدر الزاهر» نیز حاصل تقریرهایی است که در درس این مرجع بزرگ شیعه نوشته شده است.

آیت‌ الله بروجردی در این باره گفته‌ است: «سعی کنید درس‌ها را بنویسید و نظریه و اشکال‌های خود را در حاشیه آن بیاورید. در جوانی فکر انسان بازتر و موشکاف‌تر است. انسان در جوانی افکاری به ذهنش می‌آید که در سن پیری از آن بهره می‌برد.»

جدیت و اهتمام این مرجع کم‌نظیر شیعه به تشویق طلاب و فضلا چنان بود که تقریرهای طلاب را از آنها می‌گرفت و مطالعه می‌کرد و علاوه بر تشویق طلاب و فضلایی که درس را به درستی تقریر کرده بودند، مقداری پول هم به عنوان جایزه به آنها پرداخت می‌کرد.

تواضع علمی
یکی از شیوه‌های آیت‌الله سیدحسین بروجردی در القای مطالب به طلاب و فضلا و شاگردان خویش، پرهیز از بیان قطعی و یقینی نظریات خود در جلسات درسی بود.

سعی کنید درس‌ها را بنویسید و نظریه و اشکال‌های خود را در حاشیه آن بیاورید. در جوانی فکر انسان بازتر و موشکاف‌تر است. انسان در جوانی افکاری به ذهنش می‌آید که در سن پیری از آن بهره می‌برد.

آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی گفته است: «[آیت‌الله بروجردی] همیشه می‌فرمود: ممکن است این‌گونه باشد یا به این یا آن قرینه چنین خواهد شد.» آیت‌الله خزعلی در تحلیل این رفتار آیت‌الله بروجردی گفته است: «اگر ایشان مستقیما به چیزی اشاره می‌کرد، همه مسحور و تسلیم رأی او می‌شدند. در این صورت فکر و اندیشه از رشد باز می‌ماند. بنابراین برای پرهیز از چنین آفتی همیشه می‌گفت: احتمال می‌رود چنین یا چنان باشد.»

شاید به همین دلیل است که آیت‌الله العظمی بروجردی را مجتهدپرور می‌نامند. ایشان با تواضع علمی خود، راه را برای تلاش علمی شاگردان خویش باز می‌کردند؛ و این سیره عملی ایشان در حالی است که روال معمول در درس خارج، این است که استاد درس خارج ضمن نقد نظرات دیگران، نظر قطعی و نهایی خود را اعلام کند. بنابراین تواضع علمی را می‌توان یکی از اضلاع اصیل هویت طلبگی از نظر آیت‌الله بروجردی دانست.

همراهی علم و عمل
آیت‌الله سیدعبدالله ضیایی لنگرودی که از شاگردان آیت‌الله العظمی بروجردی بوده است، می‌گوید: یكی از خصوصیات آقای بروجردی كه طلبه‌ها به آن واقف بودند، این بود كه نسبت به طلاب درس‌خوان و متدین علاقه خاصی داشت. اگر طلبه‌ای متدین بود اما درس‌خوان نبود، با او بد بود و اگر متدین نبود اما درس‌خوان بود، باز هم ناراحت می‌شد. وقتی هم عصبانی می‌شد بدنش می‌لرزید و كسی جرأت نمی‌كرد در مقابلش بایستد.

از آنچه نقل شد به وضوح می‌توان دریافت که همراهی علم و عمل در نگاه آیت‌الله بروجردی یکی از اضلاع اساسی هویت طلبگی است و بی‌توجهی به درس و بحث حوزوی و یا دور ماندن از تدین و تقوا هیچکدام پذیرفتنی نیست.

این ویژگی را در رفتار آیت‌الله بروجردی نیز می‌توان به وضوح مشاهده کرد که علاوه بر جدیت کم‌نظیر در موضوعات علمی و تلاش خستگی‌ناپذیر در تربیت طلاب و فضلا، مراتب معنوی و تقوا و زهد نیز در وجود این مرجع تقلید به خوبی نمایان بود. آیت‌الله سیدمحمد واعظ زاده خراسانی در همین زمینه گفته است: حضرت آیت‌الله بروجردی مردی متهجّد و شب‌زنده‌دار، به مستحبات و آداب و سنن شرعی پابند، از ریا و خودنمایی بركنار، از تمجید و تملق و چاپلوسی افراد بیزار بود. پول و مقام در نظرش ارزش نداشت. برای ریاست، تمهید مقدمه نمی‌كرد. هیچ‌‌گاه در این راه از تقدیر چشم نمی‌پوشید و به تدبیر متوسّل نمی‌شد. بلندنظر، بلندهمت و سخی‌الطبع بود. آبروی افراد را حفظ می‌كرد. بدزبان نبود. به كسی اهانت نمی‌‌نمود. اگر كسی مورد عتاب وی واقع می‌شد حتما از او عذر می‌خواست و دل او را از خود خشنود می‌نمود.

غیرت دینی
یکی از جلوه‌های باشکوه سلوک رفتاری آیت‌الله سیدحسین بروجردی، ایستادگی شجاعانه ایشان در برابر رخدادهایی است که ضمن جریحه‌دار کردن غیرت دینی مومنان، می‌توانست زمینه‌ساز مشکلات و گناهان دیگری در جامعه اسلامی شود.

در سال ۱۳۴۵ هجری قمری، شخصی بهایی به معاونت اداره ثبت احوال بروجرد منصوب شد. در فاصله‌ای اندک پس از آن، مراسمی با حضور زنان با پوشش غیراسلامی در بروجرد برگزار شد که آیت‌ الله بروجردی را وادار کرد برای اعتراض به این رفتارها، بروجرد را به مقصد عتبات عالیات ترک کند.

گرچه ایشان در پی اصرار فرماندار بروجرد و دیگر مسئولان، از تصمیم خود منصرف شد و مسئول اداره ثبت احوال و معاون وی نیز برکنار شدند، اما چند ماه بعد به دلیل تکرار اعمال خلاف شرع از سوی حکومت شاه، آیت‌ الله بروجردی ایران را به مقصد نجف اشرف ترک کرد.

هدف اینان از تغییر خط، دور کردن جامعه ما از فرهنگ اسلامی است. من تا زنده‌ام اجازه نمی‌دهم این کار را عملی کنند. به هر جا که می‌خواهد منتهی شود.

مورد دیگری که در این زمینه می‌توان برشمرد، مبارزه آیت‌ الله بروجردی با فرقه‌های ضاله از جمله بهائیت بود که با درک صحیح از تعالیم بهائیان و مشکلات اساسی‌ای که این شریعت ساختگی داشت، «خطر بهائیت را بسیار جدی قلمداد کرده و اهمال و کوتاهی در جلوگیری از خطر آنان را جایز نمی‌دانستند.»

آیت‌ الله بروجردی حتی زبان و رسم‌الخط فارسی را نیز از آن رو که جزیی از هویت و فرهنگ اسلامی و ایرانی می‌دانست و انگیزه حاکمان پهلوی از جایگزینی رسم‌الخط فارسی با رسم‌الخط لاتین را هویت‌زدایی از فرهنگ و هویت اسلامی تشخیص داده بودند، در برابر این کار موضع گرفته و گفت: «هدف اینان از تغییر خط، دور کردن جامعه ما از فرهنگ اسلامی است. من تا زنده‌ام اجازه نمی‌دهم این کار را عملی کنند. به هر جا که می‌خواهد منتهی شود.»

از آنچه گفته شد واضح است که آیت‌الله بروجردی، پاسداری از هویت دینی را ضلعی مهم در هویت طلبگی می‌دانسته و نسبت به آن اهتمام جدی داشته‌اند؛ تا آنجا که گویی برای ایشان اهمیتی ندارد که ایستادگی در برابر دور کردن جامعه از فرهنگ اسلامی چه واکنشی در پی خواهد داشت. چنانکه گفته‌اند «به هر جال که می‌خواهد منتهی شود.»

مردم‌داری
آیت‌ الله العظمی بروجردی علاوه بر آنکه هر روز پیش از اذان ظهر مردم را به حضور می‌پذیرفت و با آنها سخن می‌گفت، اهتمام ویژه‌ای نیز در کمک به نیازمندان داشت. چنانکه نقل کرده‌اند در سال‌های آخر حضور آیت‌الله بروجردی در بروجرد، قیمت مواد غذایی به دلیل وقوع جنگ جهانی دوم افزایش بی‌سابقه‌ای یافته بود و مردم به ویژه نیازمندان در تنگنای شدید قرار گرفته بودند. ایشان بزرگان شهر را به منزل خود دعوت کرد ‌و آنها را تشویق کرد تا به مردم تنگدست کمک کنند.

آیت‌الله بروجردی پس از آنکه کمک‌های بزرگان شهر را ناکافی دید، باغ شخصی خود را که از پدر به ارث برده بود، ۴ هزار تومان فروخت و خرج آذوقه مردم کرد. شتاب و علاقه آیت‌الله بروجردی برای کمک به مردم را از آنجا می‌توان به خوبی لمس کرد که نزدیکان ایشان که متوجه این معامله شدند، او را ملامت کرده بودند که چرا باغ مذکور را کمتر از قیمت واقعی آن فروخته‌ است.

اهتمام آیت‌الله بروجردی به ساخت، تعمیر و تأسیس مدارس، حوزه‌های علمیه، کتابخانه‌ها و حسینیه‌ها در سراسر کشور و حتی خارج از ایران، می‌تواند شاهد روشنی بر علاقه ایشان به برآورده کردن نیازهای مردم دانست. از آنچه گفته شد به روشنی می‌توان مردم‌داری و توجه به نیازها و خواسته‌های مردم را یکی از شاخصه‌های اصلی سلوک رفتاری ایشان و در نتیجه یکی از مولفه‌های هویت طلبگی در سیره ایشان قلمداد کرد.

یکی دیگر از اقدامات آیت‌ الله بروجردی که می‌تواند نشانه بسیار روشنی بر مردم‌داری ایشان و توجه به نیازهای طبیعی از سوی این مرجع بزرگ باشد، تأسیس نیروگاه برق بروجرد است. در زمان حضور ایشان در بروجرد، این شهر از نعمت برق محروم بوده است. درایت، تیزبینی و پیگیری آیت‌الله بروجردی موجب شد برخی از خیرین متدین بروجرد یکی از مجهزترین نیروگاه‌های برق در غرب کشور را احداث کنند.

تقریب مذاهب
یکی از بارزترین جلوه‌های رفتاری حضرت آیت‌ الله بروجردی که حتی بر سلوک فقهی و حوزوی ایشان نیز تاثیر گذاشته بود و نقطه عطفی در مناسبات میان مذاهب شیعه و سنی ایجاد کرد، دیدگاه این مرجع کم‌نظیر شیعه درباره تقریب مذاهب اسلامی و لزوم استفاده از تقریب مذاهب اسلامی برای معرفی شیعه و ارائه معارف شیعی به جهان تسنن بود.

مکاتبات آیت‌ الله بروجردی با شیخ شلتوت که شیخ الأزهر بود، باعث شد فتوای بسیار مهم شیخ شلتوت صادر شود. در این فتوا آمده بود که مسلمانان می‌توانند پیرو هر کدام از مذاهب خمسه از جمله شیعه باشند.

علامه شیخ محمدتقی قمی در زمان حیات آیت‌ الله بروجردی و با حمایت مستقیم فکری و مالی ایشان دارالتقریب مصر را تأسیس کرد. علاوه بر این، مکاتبات آیت‌ الله بروجردی با شیخ شلتوت که شیخ الأزهر بود، باعث شد فتوای بسیار مهم شیخ شلتوت صادر شود. در این فتوا آمده بود که مسلمانان می‌توانند پیرو هر کدام از مذاهب خمسه از جمله شیعه باشند. آیت‌ الله محمدعلی گرامی معتقد است «مقدمه این فتوای جالب، فعالیت‌های آقای بروجردی بود.»

آیت‌ الله العظمی بروجردی توجه ویژه‌ای به فقه اهل سنت داشت و در روش فقهی خود برای اقوال و آراء فقهای اهل سنت اهمیت ویژه‌ای قائل بود. احاطه این مرجع عالی‌قدر به فقه سنی تا حدی بوده است که آیت‌ الله العظمی صافی گلپایگانی در این باره گفته‌ است: آیت‌ الله بروجردی بر اقوال عامه فوق‌العاده مسلط بود. نه تنها بر فتاوا و اقوال ائمه اربعه آنان تسلط داشت که بر نظریات صحابه و دیگر فقهای آنان چون اوزاعی، ثوری، لیث و… محیط بود. اختلاف‌نظرهایی که در یک مسأله داشتند را می‌دانست. این تسلط به طوری بود که برخی از فقهای اهل سنت در ملاقات با ایشان آن مرحوم را از خودشان بر اقوال و نظریات علمای عامه مسلط‌تر می‌دیدند.

واضح است که با دقت در سیره عملی آیت‌الله سیدحسین بروجردی درباره تقریب مذاهب و توجه ایشان به فقه سنی و استفاده از آن در استنباط احکام، می‌توان با اطمینان گفت که یکی از بایسته‌های اساسی طلبگی از نگاه ایشان، توجه و احاطه به اقوال فقهی اهل سنت، و همچنین توجه ویژه به تقریب مذاهب اسلامی و حذر از تفرقه و اختلاف میان مذاهب اسلامی است.

آنچه خواندید مطمئنا نمی‌تواند همه دغدغه‌ها، ارزش‌ها و تلاش‌های آیت‌ الله العظمی سیدحسین طباطبایی بروجردی را پوشش دهد و برای فهم کامل‌تر و دقیق‌تر از بایسته‌های طلبگی در سیره عملی و نظری آیت‌ الله بروجردی باید به پژوهشی دامنه‌دارتر و دقیق‌تر دست زد، اما همین تلاش اندک هم می‌تواند زوایایی کمتر دیده شده از اضلاع اساسی هویت طلبگی در نگاه و سیره ایشان را به دست بدهد.

عکس: پایگاه اطلاع‌رسانی مرحوم آیت‌الله بروجردی